اخبار

دکتر بهشتی: ستیز و آشتی هر دو در جهان اصالت دارند؛ نباید یکی را به نفع دیگری حذف کرد.

دکتر سیدمحمدرضا بهشتی، دانشیار و عضو هیئت علمی گروه فلسفه دانشگاه تهران، در دوازدهمین همایش بین‌المللی شمس و مولانا در خوی، با تأکید بر اینکه «ستیز» و «آشتی» هر دو تجربه‌هایی اصیل در حیات انسان و جهان هستند، گفت: نباید با نگاه یک‌جانبه، یکی را به نفع دیگری حذف کنیم؛ بلکه مسئله اساسی، یافتن افقی است که بتواند هر دو سوی این تجربه را در کنار یکدیگر فهم کند.

وی در سخنرانی خود با عنوان «ستیز و آشتی؛ آفرینشگر و ویرانگر در افق اندیشه شمس و مولانا» اظهار کرد: ستیز تنها جنبه ویرانگر ندارد، بلکه می‌تواند منشأ آفرینش و پدیدآمدن کثرت در جهان باشد و در مقابل، آشتی نیز علاوه بر وجه سازنده خود، ممکن است در شرایطی به رکود و ایستایی بینجامد.

بهشتی با اشاره به پیوند مفهوم ستیز و آشتی با دوگانه «کثرت و وحدت» افزود: جهان، جهان کثرت، تفاوت و رنگارنگی است و در عین حال، در پس این کثرت، وحدتی بنیادین وجود دارد. بنابراین، نمی‌توان برای فهم جهان، یکی از این دو وجه را نادیده گرفت.

وی با اشاره به برخی دیدگاه‌های فلسفی در یونان باستان و سپس آموزه‌های عرفانی، تصریح کرد: کشاکش، دگرگونی و تضاد، بخشی از فرایند آفرینش است و اگر این حرکت و دگرگونی متوقف شود، جهان به رکود می‌رسد؛ همان‌گونه که رودخانه‌ای که از حرکت بازبماند، دچار پژمردگی و گندیدگی می‌شود.

این استاد دانشگاه با استناد به اندیشه شمس و مولانا خاطرنشان کرد: افق نگاه انسان نباید آن‌قدر تنگ باشد که تنها یکی از این وجوه را ببیند. شمس از فراخی عالم سخن می‌گوید و مولانا نیز جهان را عرصه جنگ اضداد می‌داند؛ اما در پس این تضادها، امکان رسیدن به وحدتی بنیادین وجود دارد.

بهشتی در جمع‌بندی سخنان خود گفت: همان‌گونه که با ستیز ویرانگر مواجهیم، ستیز آفرینشگر نیز وجود دارد و همان‌طور که آشتی می‌تواند آفرینشگر باشد، امکان آشتیِ ویرانگر نیز وجود دارد؛ بنابراین، مسئله اصلی رسیدن به افق و بنیادی است که به انسان امکان دهد همه این تجلی‌های متنوع هستی را در کنار یکدیگر ببیند و بفهمد.