دکتر قاسم کاکایی، استاد تمام فلسفه و عرفان اسلامی دانشگاه شیراز، در دوازدهمین همایش بینالمللی شمس و مولانا در خوی، با بررسی در هم تنیدگی رزم و بزم و علل و لوازم آن در نگاه مولانا گفت: جنگ و صلح را باید در چارچوبی گستردهتر و در نسبت میان «کثرت و وحدت» فهم کرد و در اندیشه مولانا، راه عبور از تضادها و رسیدن به وحدت، عشق است.
وی با اشاره به اینکه مولانا در مثنوی، جهان را عرصه تضادها و دوگانگیها میبیند، اظهار کرد: بسیاری از جنگها از تفاوت تعینها، برداشتها، اندیشهها و خیالهایی ناشی میشود که انسان را از حقیقت دور میکنند؛ ازاینرو مولانا در داستانهایی همچون «موسی و شبان» و حکایت اختلاف بر سر نام انگور، بر ضرورت عبور از اختلاف ظاهری و رسیدن به حقیقت تأکید میکند.
کاکایی با تأکید بر اینکه مهمترین جنگ، جنگ درونی انسان است، گفت: انسان در درون خود با دوگانگیهایی همچون نفس و روح، عقل و عشق و میلهای مادی و گرایشهای معنوی مواجه است و «دشمنترین دشمنان» انسان، نفس اوست.
این استاد فلسفه و عرفان اسلامی افزود: در نگاه مولانا، سلوک نیز نوعی مبارزه درونی است؛ انسان باید از خودخواهی و تعلقات نفسانی عبور کند تا به حقیقت خویش دست یابد. به همین دلیل، «بتشکنی» در اندیشه مولانا پیش از هر چیز باید از شکستن بت نفس آغاز شود.
وی عشق را نیروی اصلی این مبارزه دانست و تصریح کرد: در اندیشه مولانا، عشق شمشیر مبارزه با نفس و عامل عبور انسان از دوگانگیهاست؛ عشقی که انسان را از خودبینی و تعلقات محدودکننده رها میکند و به سوی وحدت و حقیقت میبرد.
کاکایی خاطرنشان کرد: جنگ و صلح در نگاه مولانا در نهایت به مسئله حرکت انسان از کثرت به وحدت بازمیگردد؛ انسان زمانی به صلح حقیقی میرسد که از «خود» محدود و نفسانی عبور کند و به حقیقتی فراتر از خود دست یابد.
وی در پایان با اشاره به مفهوم «رقص» در آثار مولانا گفت: رقص حقیقی، رقصی است که در آن انسان از نفس خود رها میشود؛ ازاینرو رقص در نگاه مولانا نماد حرکت میان فنا و بقا و عبور از خود برای رسیدن به حقیقت است.