رئیس پژوهشگاه علوم انسانی: در عرفان شمس و مولانا، تأمین حقوق انسان بیش از آنکه حق باشد، تکلیف اخلاقی است
رئیس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با تشریح نسبت میان حقوق انسان، عدالت و محبت در اندیشه شمس و مولانا گفت: در نگاه شمس تبریزی و مولانا، تأمین نیازها و حقوق انسان صرفاً امری استحقاقی و مطالبهگرانه نیست، بلکه تکلیفی اخلاقی است که انسان در برابر خداوند، جامعه و همنوعان خود بر عهده دارد.
دکتر سیدمحمدرضا امیریطهرانی در دوازدهمین همایش بینالمللی شمس و مولانا در خوی، در سخنرانی خود با عنوان «حقوق انسان در عرفان شمس و مولانا؛ نفخه روح الهی، خلیفگی انسان، تکلیف و امانت»، اظهار کرد: انسان پیش از آنکه بتواند به خودشناسی و مسائل معنوی و معرفتی بپردازد، باید از امکان زیست و برخورداری از نیازهای اساسی و معیشت مناسب برخوردار باشد تا فرصت اندیشیدن درباره خود و خداوند را پیدا کند.
وی افزود: از این منظر، این پرسش مطرح میشود که آیا در عرفان اسلامی و بهویژه در اندیشه شمس و مولانا، میتوان از مفهومی نزدیک به حقوق اساسی انسان سخن گفت و آیا شواهدی برای تأمین نیازهای انسان در این سنت فکری وجود دارد؟
رئیس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با اشاره به سه رویکرد فلسفی، فقهی و عرفانی به این مسئله گفت: در سنت فلسفه اسلامی، از فارابی تا خواجه نصیرالدین طوسی، موضوع نظام معیشت، اجتماع، تعاون، عدالت و سعادت انسان مورد توجه قرار گرفته است.
امیریطهرانی با اشاره به اندیشه خواجه نصیرالدین طوسی ادامه داد: انسان بر اساس فطرت و سرشت خود موجودی اجتماعی است و برای تأمین نیازهایش به همکاری و تعاون با دیگران نیاز دارد. از همینجا مفهوم تعاون شکل میگیرد و نظام معیشت پدید میآید؛ اما این نظام به خودی خود سامان نمییابد و نیازمند تدبیر است.
وی تصریح کرد: از نظر خواجه نصیر، تدبیر نظام معیشت همان سیاست است و سیاست نیز باید در نهایت به سعادت انسان منتهی شود. در این چارچوب، عدالت یکی از پایههای سامان اجتماعی و تأمین نظام معیشت است.
رئیس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با بیان اینکه در کنار رویکرد فلسفی و فقهی، میتوان مسئله حقوق انسان را از منظر عرفان اسلامی نیز بررسی کرد، گفت: عرفان اسلامی بخش مهمی از مباحث خود را بر انسانشناسی استوار کرده و در این میان، مفاهیمی همچون «نفخه روح الهی»، «خلیفه بودن انسان» و «امانتداری» جایگاه مهمی دارند.
وی افزود: این ویژگیها برای انسان، تکالیفی را نیز به همراه میآورند؛ انسان در برابر خداوند، جامعه و همنوعان خود مسئول است و باید نسبت به دیگران خدمت، محبت، رحمت، جود و بخشش داشته باشد.
امیریطهرانی تأکید کرد: از این منظر، عرفان اسلامی از زاویه تکالیف انسان به مسئله تأمین نیازهای دیگران نزدیک میشود؛ یعنی به جای اینکه صرفاً از حقوقی سخن بگوییم که انسان بر اساس طبیعت یا فطرت خود مطالبه میکند، بر تکالیفی تأکید میشود که انسان نسبت به دیگران بر عهده دارد.
وی با طرح پرسشی درباره نسبت عدالت و محبت در این چارچوب اظهار کرد: خواجه نصیرالدین طوسی که هم در فلسفه اجتماعی صاحبنظر و هم اهل سلوک بوده است، نسبت میان این دو مفهوم را مورد توجه قرار داده و محبت را در برخی جهات برتر از عدالت دانسته است.
رئیس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی توضیح داد: محبت برخلاف عدالت، پیوند و همبستگی را به صورت طبیعی در جامعه ایجاد میکند؛ زیرا از جان و درون انسانها سرچشمه میگیرد و امری اخلاقی است، در حالی که عدالت در قالب قانون، الزام و قواعد اجتماعی بر انسان تحمیل میشود.
امیریطهرانی ادامه داد: ویژگی دیگر محبت این است که به وحدت و اتحاد منتهی میشود، در حالی که عدالت و انصاف مستلزم نوعی تقسیم و تفکیک است. از این منظر، محبت میتواند تأمین نیازهای اساسی انسان را نه تنها در قالبی اخلاقی و فضیلتمحور، بلکه به شکلی طبیعی و همراه با وحدت و همبستگی اجتماعی محقق کند.
وی با اشاره به شواهد موجود در آثار شمس و مولانا گفت: مفاهیم کرامت انسان، خلیفه بودن انسان و امانتداری در آثار شمس و مولانا مورد توجه قرار گرفته و میتوان نشانههایی از این نگاه را در دیوان شمس، مقالات شمس و مثنوی معنوی مشاهده کرد.
امیریطهرانی با اشاره به ابیاتی از مثنوی معنوی درباره رابطه جود و نیاز گفت: مولانا در نگاه وحدتگرای خود، نه تنها گدا را سزاوار جود میداند، بلکه جود را نیز نیازمند گدا معرفی میکند؛ بنابراین رابطه میان نیازمند و بخشنده، رابطهای یکسویه نیست، بلکه هر یک به دیگری نیاز دارند.
وی افزود: در این نگاه، نیاز انسان به دیگری بخشی طبیعی از زندگی اجتماعی است و همین نیاز متقابل میتواند زمینهساز شکلگیری پیوند و همبستگی میان انسانها شود.
رئیس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی همچنین با اشاره به مفهوم اتحاد جانها در مثنوی معنوی خاطرنشان کرد: مولانا در ادامه این نگاه، به وحدت جانهای آدمیان توجه میکند و جامعه انسانی را در سطحی عمیقتر، عرصه پیوند و اتحاد انسانها میبیند.
امیریطهرانی در جمعبندی سخنان خود گفت: حقوق انسان در نگاه شمس تبریزی و مولانا، از نفخه روح الهی در انسان، شایستگی او برای خلافت الهی و پذیرش بار امانت سرچشمه میگیرد و در پی آن، نیکی کردن انسانها به یکدیگر و متحد شدن جانهای آدمیان مطرح میشود.
وی تصریح کرد: شمس و مولانا تأمین حقوق انسان را نه صرفاً امری استحقاقی و مطالبهگرانه، بلکه تکلیفی میدانند که آدمیان باید نسبت به یکدیگر انجام دهند؛ بنابراین تأمین نیازهای انسان از طریق جود و بخشش، به جای آنکه صرفاً بر الزام حقوقی و عدالت استوار باشد، به امری اخلاقی و فضیلتمحور تبدیل میشود.
رئیس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در پایان گفت: بر اساس این نگاه، جامعه میتواند به نوعی اتحاد طبیعی دست یابد؛ اتحادی که نه صرفاً از طریق الزام قانون و حکم حاکم یا سازوکارهای بازار، بلکه از مسیر محبت، جود، بخشش و مسئولیت اخلاقی انسانها نسبت به یکدیگر شکل میگیرد.
🔹در پیام رسان ها همراه ما باشید …
🔹eitaa.com/shahrdarikhoy_ir
🔹https://ble.ir/shahrdarikhoy_ir
🔹https://splus.ir/shahrdarikhoy_ir
🔹rubika.ir/shahrdarikhoy_ir
🔹eitaa.com/shams_e_tabrizi
🔹www.shamstabrizi.ir
🔹t.me/shams_e_tabrizi