اخبار

دکتر یامان حکمت تقی‌آبادی: صلح در غزلیات شمس فقط نبود جنگ نیست؛ گاهی درخواست ترمیم یک رابطه است

موسسه تولیت شمس تبریزی و مفاخر, [08/10/2026 10:30 pm]
دکتر یامان حکمت تقی‌آبادی: صلح در غزلیات شمس فقط نبود جنگ نیست؛ گاهی درخواست ترمیم یک رابطه است

دکتر یامان حکمت تقی‌آبادی، مدیر گروه روان‌شناسی دانشگاه بین‌المللی افغانستان و مدیر گروه ادبیات مرکز بین‌المللی مطالعات افغانستان دانشگاه علامه طباطبایی، در دوازدهمین همایش بین‌المللی شمس و مولانا در خوی، با ارائه گزارشی از پژوهش خود با عنوان «تأملی در مفهوم جنگ و صلح در غزلیات شمس؛ خوانشی از منظر روان‌شناسی هیجان»، تأکید کرد که در غزلیات شمس، جنگ و صلح مفاهیمی تک‌معنا و صرفاً متضاد نیستند و باید آنها را در پیوند با رخدادهای هیجانی و رابطه‌ای انسان مورد بررسی قرار داد.

وی با بیان اینکه ادبیات را می‌توان «آزمایشگاه تجربه‌های انسانی» دانست، اظهار کرد: در مجموعه‌ای از پژوهش‌ها تلاش کرده‌ایم ظرفیت ادبیات فارسی، به‌ویژه آثار مولانا، را برای استفاده در حوزه روان‌شناسی و آموزش مهارت‌های هیجانی بررسی کنیم.

تقی‌آبادی افزود: در یکی از این پژوهش‌ها، تأثیر مداخلات کوتاه‌مدت نیازمحور بر بهزیستی ادراک‌شده ورزشکاران آماتور بوکس در مشهد بررسی شد و محتوای مداخله از آموزه‌های مولانا استخراج شد که نتایج مطلوبی به همراه داشت. همچنین در پژوهشی دیگر، بسته‌های آموزشی مهارت‌محور مبتنی بر شاهنامه برای دانش‌آموزان دبیرستانی با هدف تقویت تنظیم هیجان و مسائل مرتبط با هویت مورد ارزیابی قرار گرفت.

وی با اشاره به پژوهش انجام‌شده درباره غزلیات شمس تصریح کرد: هدف این مطالعات، تحلیل روان‌شناختی شخصیت مولانا یا نسبت دادن هیجاناتی مانند خشم، اضطراب یا ترس به شخص او نیست؛ زیرا چنین برداشتی هم از نظر ادبی قابل دفاع نیست و هم از منظر روان‌شناسی می‌تواند نادرست و خطرناک باشد. موضوع پژوهش، بررسی نحوه بازنمایی تجربه‌های هیجانی و رابطه‌ای در متن ادبی است.

مدیر گروه روان‌شناسی دانشگاه بین‌المللی افغانستان با بیان اینکه ادبیات فارسی سرشار از هیجان‌هایی همچون عشق، ترس، خشم، اندوه، دلتنگی، حسرت و امید است، گفت: هیجان را می‌توان نوعی سازمان‌یافتگی پویا در مواجهه با یک موقعیت معنادار دانست؛ بنابراین یک رخداد رابطه‌ای می‌تواند مجموعه‌ای از واکنش‌های هیجانی را در انسان فعال کند.

وی ادامه داد: پرسش اصلی پژوهش این بود که آیا جنگ و صلح صرفاً دو مفهوم متقابل هستند؛ به این معنا که جنگ پایان تعارض و صلح پایان جنگ باشد، یا اینکه این دو مفهوم در غزلیات شمس صورت‌بندی پیچیده‌تری دارند.

تقی‌آبادی گفت: بررسی غزلیات نشان داد که جنگ در آثار مورد مطالعه، معنایی واحد ندارد؛ گاهی جنگ و کشمکش درونی است، گاهی تعارضی رابطه‌ای و گاهی صورتی جمعی‌تر و حتی کیهانی پیدا می‌کند. در برخی موارد نیز اساساً واژه جنگ در شعر وجود ندارد، اما تعارض، فاصله، فراق و اعتراض به‌عنوان رخدادهای هیجانی و رابطه‌ای حضور دارند.

وی با اشاره به مبانی نظری پژوهش اظهار کرد: برای تحلیل این موضوع از نظریه‌های هیجان‌مدار استفاده کردیم که سه مفهوم مهم در اختیار ما قرار می‌دهد؛ نخست اینکه هیجان سازمان‌دهنده تجربه است، دوم اینکه میان هیجان اولیه و هیجان ثانویه باید تمایز قائل شد و سوم اینکه نیازهای هیجانی و کارکرد رابطه‌ای آنها اهمیت اساسی دارند.

این پژوهشگر توضیح داد: برای مثال، وقتی فردی به پیام ما پاسخ نمی‌دهد، ممکن است در مرحله نخست احساس غم، تنهایی یا طردشدگی شکل بگیرد، اما در ادامه این تجربه می‌تواند به خشم، اعتراض یا احساس بی‌ارزش‌بودن منجر شود. بنابراین باید زنجیره رخداد، هیجان، واکنش و نیاز را در کنار یکدیگر دید.

تقی‌آبادی با اشاره به روش انتخاب غزلیات مورد مطالعه گفت: در این پژوهش ابتدا ۲۵ غزل مورد غربالگری قرار گرفت و در نهایت پنج غزل بر اساس معیارهایی مشخص انتخاب شد؛ از جمله اینکه غزل دارای یک رخداد قابل تحلیل هیجانی و رابطه‌ای باشد، امکان مشاهده تعارض، فاصله، فراق، اعتراض یا گشایش در آن وجود داشته باشد و بتوان رابطه میان هیجان، واکنش و نیاز را در متن پیگیری کرد.

وی افزود: پنج غزل منتخب، طیفی از تعارض و اعتراض تا فراق، گشایش و صلح را دربر می‌گرفتند و یک غزل نیز به‌عنوان نمونه مخالف برای آزمون مدل پژوهش انتخاب شد.

مدیر گروه ادبیات مرکز بین‌المللی مطالعات افغانستان دانشگاه علامه طباطبایی با تشریح یافته‌های پژوهش خاطرنشان کرد: نخستین یافته این بود که جنگ یک معنای واحد ندارد؛ در برخی غزل‌ها جنگ، کشمکش درونی است، در برخی دیگر تعارض رابطه‌ای است و در مواردی نیز شکل جمعی پیدا می‌کند.

وی ادامه داد: یافته دوم این بود که اعتراض لزوماً نشانه جنگ یا یک هیجان منفی نیست، بلکه می‌تواند زبان رابطه باشد. در واقع، اعتراض می‌تواند تلاشی برای دیده‌شدن، پاسخ‌گرفتن و حفظ یا ترمیم رابطه باشد.

تقی‌آبادی همچنین گفت: فراق نیز لزوماً به معنای گسست نیست. در برخی غزل‌ها، فراق می‌تواند به حرکت، گذار و ایجاد مسیری برای تحول تبدیل شود.

موسسه تولیت شمس تبریزی و مفاخر, [08/10/2026 10:30 pm]
وی مهم‌ترین یافته پژوهش را این دانست که «تحول هیجانی لزوماً از مسیر جنگ به سمت صلح حرکت نمی‌کند» و افزود: در این غزل‌ها، رسیدن از تعارض به وضعیت مطلوب الزاماً یک مسیر خطی از جنگ به صلح نیست، بلکه تجربه هیجانی می‌تواند مسیرهای متفاوتی را طی کند.

این پژوهشگر تصریح کرد: صلح نیز صرفاً نبود جنگ نیست؛ گاهی درخواست ترمیم یک رابطه، نوعی صلح است و گاهی یک گشایش می‌تواند صورت دیگری از صلح باشد.

تقی‌آبادی در تشریح مدل به‌دست‌آمده از پژوهش گفت: هسته مشترک این هیجانات، «نیاز به رابطه» است. در این مدل ابتدا یک رخداد رابطه‌ای شکل می‌گیرد، سپس این رخداد می‌تواند سازمان تجربه هیجانی فرد را مختل و فاصله‌ای ایجاد کند. پس از آن ممکن است هیجان منفی یا آسیب‌پذیری آشکار شود و فرد در قالب اعتراض، واکنش یا مطالبه، پاسخی هیجانی ارائه دهد.

وی افزود: این واکنش ممکن است پاسخ داده شود یا بدون پاسخ بماند و در ادامه زمینه‌هایی برای تغییر و تحول ایجاد کند؛ تحولاتی که می‌توانند به ترمیم رابطه، بازمعناسازی تجربه، دگرگونی یا حتی تداوم کشمکش منجر شوند.

تقی‌آبادی در پایان، با خوانش بخشی از یکی از غزل‌های مورد بررسی، بر پیوند میان جنگ درونی، تجربه رابطه‌ای و طلب صلح تأکید کرد؛ چنان‌که در مطلع و ابیات پایانی این غزل، کشمکش با «دل» و در نهایت درخواست «صلح» برای جان، در یک زنجیره هیجانی و رابطه‌ای در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند.
🔹در پیام رسان ها همراه ما باشید …

🔹eitaa.com/shahrdarikhoy_ir
🔹https://ble.ir/shahrdarikhoy_ir
🔹https://splus.ir/shahrdarikhoy_ir
🔹rubika.ir/shahrdarikhoy_ir
🔹eitaa.com/shams_e_tabrizi
🔹www.shamstabrizi.ir
🔹t.me/shams_e_tabrizi