اخبار

فاطمه طباطبایی: صلح پایدار از مهار خودخواهی آغاز می‌شود و با عشق به وحدت می‌رسد.

عضو هیئت علمی پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی با تبیین دیدگاه عرفان اسلامی درباره جنگ و صلح گفت: صلح پایدار به معنای تسلیم در برابر ظلم نیست، بلکه بر عدالت، احترام متقابل، حفظ کرامت و استقلال انسان‌ها استوار است و تحقق آن، پیش از هر چیز، به تحول درونی انسان و عبور از خودخواهی و کینه نیاز دارد.
دکتر فاطمه طباطبایی، عضو هیئت علمی پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی و مدیر گروه عرفان اسلامی این پژوهشکده، در دوازدهمین همایش بین‌المللی شمس و مولانا در خوی، در سخنرانی خود با عنوان «جنگ و صلح برای وصول به وحدت»، به بررسی جایگاه جنگ، صلح و وحدت در عرفان اسلامی پرداخت و تأکید کرد که این مفاهیم، فراتر از روابط اجتماعی و منازعات سیاسی، با سیر تحول معنوی انسان و حرکت او به سوی توحید ارتباط دارند.
وی در آغاز سخنان خود با قدردانی از برگزارکنندگان همایش، یاد شهدای انقلاب اسلامی، دفاع مقدس و جنگ‌های اخیر را گرامی داشت و سپس با اشاره به تفاوت برداشت عرفانی از جنگ و صلح با معنای متعارف این مفاهیم اظهار کرد: در عرفان، جنگ و صلح صرفاً دو وضعیت متضاد اجتماعی نیستند، بلکه در مراتب مختلف هستی و سلوک انسان معنا پیدا می‌کنند و می‌توانند در مسیر شکوفایی انسانیت و رسیدن به وحدت نقش داشته باشند.
جنگ بیرونی و نزاع درونی انسان
طباطبایی با تفکیک جنگ بیرونی از جنگ درونی توضیح داد: جنگ بیرونی در تقابل میان انسان‌ها، گروه‌ها و ملت‌ها آشکار می‌شود؛ اما جنگ درونی، مبارزه انسان با موانعی است که او را از شناخت حقیقت بازمی‌دارند. در این چارچوب، صلح نیز تنها به معنای پایان درگیری‌های اجتماعی نیست، بلکه آرامش درونی و اصلاح رابطه انسان با خود و دیگران را دربرمی‌گیرد.
وی با اشاره به آموزه‌های شمس تبریزی، مولانا و امام خمینی افزود: در منظومه فکری عارفان، انسان نه موجودی بی‌ارزش و فرودست، بلکه برخوردار از ظرفیت تعالی و رسیدن به حقیقت است. از این رو، مبارزه با موانع درونی و بیرونی می‌تواند زمینه‌ساز برقراری صلحی عمیق‌تر و پایدارتر باشد.
این پژوهشگر عرفان اسلامی با استناد به مضامین مثنوی مولانا خاطرنشان کرد که برخی جنگ‌ها، اگر در مسیر مقابله با ظلم و برقراری عدالت باشند، می‌توانند مقدمه صلح تلقی شوند؛ زیرا هدف نهایی، نه تداوم نزاع، بلکه رفع موانع تحقق عدالت و دستیابی به آرامش و وحدت است.
ریشه بسیاری از منازعات در خودخواهی و هوای نفس است
مدیر گروه عرفان اسلامی پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی، یکی از محورهای اصلی اندیشه عرفانی درباره جنگ و صلح را شناسایی ریشه‌های درونی منازعات دانست و گفت: بسیاری از دشمنی‌ها از خودمحوری، سلطه‌طلبی، غرور، حسادت، کینه و دلبستگی افراطی به «من» سرچشمه می‌گیرند.
وی با اشاره به نگاه مولانا به کشمکش‌های درونی انسان تصریح کرد: انسانی که در درون خود گرفتار تعارض، خشم و خودخواهی است، این آشفتگی را به روابط بیرونی نیز منتقل می‌کند. بنابراین، نمی‌توان بدون توجه به ریشه‌های درونی خشونت، انتظار داشت که صلح و عدالت به‌صورت پایدار در جامعه برقرار شود.
طباطبایی با یادآوری این مضمون از مولانا که انسان باید پیش از پرداختن به جنگ دیگران، لشکرهای متعارض درون خویش را بشناسد، افزود: گذر از خودشیفتگی، جهل و اسارت در خواسته‌های نفسانی، از مراحل مهم حرکت به سوی صلح است؛ با این حال، در نگاه عرفانی، این مرحله نیز پایان راه نیست و انسان برای رسیدن به وحدت حقیقی باید از مرتبه‌ای عمیق‌تر از تحول معنوی عبور کند.
صلح پایدار به معنای تسلیم در برابر ظلم نیست
وی در بخش دیگری از سخنان خود، با تأکید بر ضرورت تفکیک صلح از تسلیم و سازش در برابر زورگویی اظهار کرد: صلح پایدار با تضییع حقوق انسان‌ها، نادیده‌گرفتن حقوق ملت‌ها یا خدشه‌دارشدن استقلال فرد و جامعه سازگار نیست.
به گفته طباطبایی، انسان‌های خردمند، با وجود تفاوت‌های زبانی، فرهنگی، دینی و شخصیتی، می‌توانند بر پایه عدالت، احترام متقابل، دفاع از حقوق انسان‌ها و حفظ کرامت و استقلال جوامع در کنار یکدیگر زندگی کنند.
وی با اشاره به آموزه‌های امام خمینی درباره رفق، مدارا و شفقت خاطرنشان کرد: خردمندی تنها در روابط انسان با همنوعان خود معنا نمی‌یابد، بلکه باید در شیوه مواجهه او با دیگر موجودات نیز آشکار شود. مدارا و مهربانی، از این منظر، نشانه ضعف نیست؛ بلکه جلوه‌ای از بلوغ اخلاقی و معنوی انسان است.
عبور از عقل به عشق؛ راه رسیدن به وحدت
طباطبایی در ادامه، با تبیین مراتب جنگ و صلح در عرفان اسلامی، به تقابل عقل و جهل در وجود انسان پرداخت و گفت: عقل، موهبتی الهی است که انسان را در شناخت مسیر درست و دستیابی به جایگاه شایسته انسانی یاری می‌کند؛ در مقابل، جهل با صفاتی همچون کبر، ریا و دیگر آفت‌های اخلاقی، مانع تعالی انسان می‌شود.

وی با بیان اینکه غلبه عقل بر جهل، مرحله‌ای ضروری در مسیر کمال است، افزود: در اندیشه عرفانی، حتی این مرحله نیز پایان مسیر نیست؛ زیرا عقل، با وجود ارزش و جایگاه والای خود، برای رسیدن به مرتبه نهایی شناخت حقیقت باید در پرتو عشق تعالی یابد.
این استاد دانشگاه با اشاره به جایگاه عشق در اندیشه مولانا و امام خمینی تأکید کرد: عشق در عرفان، صرفاً احساسی شخصی یا عاطفه‌ای میان دو انسان نیست، بلکه نیرویی وجودی است که انسان را از محدودیت‌های خودمحورانه عبور می‌دهد و به حقیقتی فراتر از خویش پیوند می‌زند.
وی ادامه داد: در چنین مرتبه‌ای، رابطه «من» و «دیگری» از حالت تقابل و دشمنی خارج می‌شود و انسان می‌تواند کثرت و تفاوت‌های جهان را در پرتو حقیقتی واحد درک کند. در این نگاه، عشق زمینه‌ساز تبدیل خردمندی به رفتاری سرشار از شفقت و مهربانی است.
انسانِ برخوردار از عشق، زمینه‌ساز صلح در جامعه است
عضو هیئت علمی پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی در جمع‌بندی سخنان خود، بر پیوند میان خردمندی، عشق و تحقق صلح تأکید کرد و گفت: انسانی که در مسیر تعالی معنوی قرار می‌گیرد، باید پیش از هدایت دیگران، در وجود خود به اعتدال برسد و از مهار خشم و دیگر قوای درونی تا پرورش محبت و شفقت غافل نماند.
وی افزود: عشق، عقل را از میان نمی‌برد، بلکه آن را در مسیر شناخت حقیقت و رفتار مسئولانه و مهربانانه توانمند می‌کند. از این رو، انسانِ عاقل و عاشق می‌تواند در مواجهه با دیگران، به‌جای تشدید اختلاف‌ها، زمینه تفاهم، هدایت و همزیستی را فراهم آورد.
طباطبایی با تأکید بر اینکه وصول به وحدت نیازمند عبور از خودخواهی و گسترش عشق و شفقت است، خاطرنشان کرد: در نگاه عرفانی شمس تبریزی، مولانا و امام خمینی، صلح حقیقی از تحول درونی انسان آغاز می‌شود، اما در همان‌جا متوقف نمی‌ماند؛ بلکه باید در رفتار فردی، روابط اجتماعی و شیوه مواجهه انسان‌ها و جوامع با یکدیگر ظهور پیدا کند.
🔹در پیام رسان ها همراه ما باشید …

🔹eitaa.com/shahrdarikhoy_ir
🔹https://ble.ir/shahrdarikhoy_ir
🔹https://splus.ir/shahrdarikhoy_ir
🔹rubika.ir/shahrdarikhoy_ir
🔹eitaa.com/shams_e_tabrizi
🔹www.shamstabrizi.ir
🔹t.me/shams_e_tabrizi